
. چند وقتیست دیگر کسی سراغم را نمیگیرد. دیرگاهی ست دل کسی برایم تنگ نمی شود. شده ام جنس کهنه بازار... هرازچندگاهی رهگذری می آید نگاهی می اندازد سخنی چند می گوید و می رود. . شده ام مثل دلِ این جماعت سنگ شده ام. دیگر دلم برای کسی تنگ نمی شود، دیدار کسی خوشحالم نمی کند حوصله چیز های رنگارنگ را ندارم در جاهای شلوغ کمتر می روم موسیقی های شاد گوش نمی دهم نشسته ام گوشه اتاقِ تاریک کنجِ عزلت گزیده ام... ....
ادامه مطلب